نمایشنامه «نوستالژی» نوشته جلال تهرانی (نگارش تابستان ۱۳۷۹ و بازنویسی ۱۳۸۱)، اثری طنزآلود و فضایی-آیندهنگرانه است که در دو موقعیت موازی و نمادین جریان دارد: کوپه یک قطار/ترن فضایی که به سمت مقصدی نامعلوم میرود، و بازار مکارهای در «شاتل طوطی» که در آن مفاهیم انسانی و ارزشها به کالا تبدیل شدهاند
۱. کوپه قطار و مسافران سرگردان: داستان با گفتگو میان چهار مسافر در کوپه قطار آغاز میشود: دختر (جوان و افسرده که به عقد وکالتی مردی ندیده درآمده و عازم دیدار اوست)، شیلا (پیرزنی که مدام خاطرات همسرش سرهنگش را تکرار میکند)، دکترجون (پزشک زیبایی پرادعا که مدام از تخصص جراحی و سابقه سربازیاش میگوید) و قناد )مردی سالخورده که با لحنی حسرتبار از گذشته و زوال «آداب» سخن میگوید)
سفینه، ترمینال و بازار مکاره طوطیفروشی: در بخش دیگر، خانوادهای (شامل مرد، زن و دختربچهشان( پس از عبور از آشفتگی ترمینال فضایی «گاگاریحان»، سوار بر سفینه/شاتل طوطی میشوند تا برای فرزندشان طوطی بخرند.
آنها وارد مغازه عجیب طوطیفروشی اوستا و شاگردش)سِلِر) میشوند. در این بازار، طوطیهایی با القاب ادعایی به قیمتهای میلیاردی عرضه میشوند.
اثر به نقد تقابل گذشتهای اصیل با دنیای امروز پرداخته و نشان میدهد چگونه نوستالژی به رفتاری سطحی (مانند خرید روزنامههای قدیمی بدون خواندن آنها) تقلیل یافته است.