دعوت به تماشای نمایش «دو دلقک و نصفی» به کارگردانی جلال تهرانی
تکنیکهای مفهومی و شکلی یک اثر
بهاءالدین مرشدی
اجازه بدهید در دعوت کردن به تماشای نمایش «دو دلقک و نصفی» شیفتگی خودم را پنهان نکنم. وقتی به تماشای این نمایش مینشینید باید توجه کنید که با یک سبک سر و کار دارید. باید توجه کنید که قرار است نمایشی ببینید که دارد یک اتفاق را شکل میدهد که شکل خودش است، نه شکل کسی دیگر. اما در کنار اتفاق فرمالی که در کارهای جلال تهرانی میافتد او سوالهای خودش را هم مطرح میکند. در اینجا با سوالی بنیادین سر و کار داریم که مدام تو را با خودش درگیر میکند و انگار میخواهد روی من مخاطب تاثیر بگذارد، برای همین است که وقتی از سالن نمایش «دو دلقک و نصفی» نوشته و کار جلال تهرانی بیرون میآیی مدام با خودت تکرار میکنی «من کیام؟» یا «اینجا کجاست؟» برای همین است که معتقدم این نمایش ذهن را به چالش میکشد. تهرانی در نمایشهایش روایتهای ساده و پیچیدهای دارد. همین است که فرمی که میسازد مخصوص به خود تهرانی است که میتوانید او را کارگردان و نویسندهای صاحب سبک بدانید. اینکه میگویم ساده و پیچیده شاید باید از سعدی هم نام ببرم که نثر مسجعش سادگی و پیچیدگی دارد و میگویم کلماتی که در تئاتر تهرانی تکرار میشوند ساده هستند اما پیچیدگی روایتی خودشان را دارند و جوری نفوذ میکنند در ذهن که به تماشاگر اجازه نمیدهد خارج از آن قالب فکر کند. همین یعنی فرم. اینکه کلمات در سادهترین وجه ممکن ادا شوند اما تاثیرگذار عمل کنند. تهرانی برای اداکردن کلماتش شما را درگیر احساسات کلمات نمیکند اما به یک نکته توجه میکند که باید کلمه نفوذ کند و همین است که دست به ترفند میزند. برای همین است که وقتی با این سوال بنیادین روبهرو میشوید تنها در معرض سوال قرار نمیگیرید بلکه کارگردان و اثر شما را به یک چالش دعوت میکند؛ چالشی عمیق و درونی. با این همه، فرم و محتوا در مسیر همان ایجاد چالش حرکت میکند. روایتهای سرد، ایجاد فضایی سرد و حرکتهای تکرار شوند و دیالوگهای تکرار شونده، ایستایی فضا و التهابی که در همین فضای ایستا، پارادوکس ایجاد میکند و بسیاری چیزهای مفهومی و فرمی دیگر شاید جزء تکنیکهای مهم جلال تهرانی باشد که اتفاقاً در این اثر بسیار خوش نشسته است. این اثر میگوید هماهنگی شکل اجرایی و مفهوم، میتواند فرم مناسب ایجاد کند. این نمایش را این شبها میتوان در سالن استاد ناظرزاده کرمانی در تماشاخانه ایرانشهر هر شب ساعت ۲۰ تماشا کرد.
فرهیختگان، ۱۳ دی ۱۳۹۳